N - تاریخ: 1402/5/10 ساعت: 17:18
مامان در یک لحظه با ناراحتی میگوید:-رها؟ چرا اینجوری حرف میزنی؟-مگه چی گفتم؟ مامان سری تکان میدهد.-شفق غریبه نیست. حرفت رو بزن!نفس عمیقی میکشم و گوشیام را از قاب خارج میکنم. گویا چاره دیگری نیست و این زن قرار است همینجا مقابل من بنشیند. عکس پرسنلی که از وحید دارم پشت گوشی قرار دارد. نگاهم که به صورت...
اوا 14 - تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 4:01
" آوا "از جا بلند شدم.. نگاه همه اشون به من بود. -یکم درکم کنید. من مشکل بزرگی پیش رومه.. من پسر عمه ام عینهو یه تیکه گوشت بی جون افتاده رو تخت بیمارستان . موندن یا نموندنش معلوم نیست . حتی معلوم نیست
آوا 15 - تاریخ: 1398/10/30 ساعت: 4:01
پدرام خنده اش رو کنترل کرد و دستاشو توی جیب شلوارش فرو کرد .-میخوای برسونمت بیمارستان ؟سری تکون دادم. -نه..ممنون. -تنهایی میری ؟کلافه شدم. -وای پدرام ولم کن.-حالت خوب نیست تنها نرو. خودم میبرمت. -لازم
آوااااا9 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
آروم خندیدم.-مامان همه چیزو زیادی جدی گرفتید.سارا اینبار پرید بین حرفم.-ساکت شو بابا. از ما دو تا که نمیتونی چیزی رو مخفی کنی. از همون روزی که رفتی توی اون آموزشگاه جدید کار کنی دیگه اون سامه قبل نیست
اوا 10 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
شونه ای بالا دادم. علاقه ای به دخالت تو حرفا سارا نداشتم.-سام خوب بشین فکر کن. تو اگه بتونی با یه دختر خوب آشنا بشی اینجور سر خودتم بی کلاه نمیمونه. من به فکر توام دیوونه. -ممنون که به فکرمی عزیزم اما
اوا 12 .. ملیکا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
همزمان با عوض کردن دنده گفت :-مادر من عاشق گل و گیاه بود و هست منم همینطور خواهرمم دوست داره اما به قول خودش حالشو نداره.-شماهم باغچه دارید؟؟-نه متاسفانه ما آپارتمان نشین هستیم ولی بازم مامانم سرشو با
آوا 13 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
"سام "فکری که زده بود به سرم حسابی داشت قلقلکم میداد. بین قبول کردن یا رد کردنش با خودم گیر کرده بودم. از طرفی دلم میخواست اینکار رو کنم و از طرفی میدونستم اگر به گوش مامان و سارا برسه دیگه امونم نمید
او - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
تا اولین سطل زباله راهی نبود.. گل رو از چند قدمی درست انداختم وسط اون سطل بزرگ.. آوا با تعجب نگاهم میکرد . انگار هنوز نتونسته بود درک کنه که من حالم خوبه یا بد . گل دوست دارم یا نه .. شایدم ذهنش درگیر
meli - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
شیشه را تا انتها پایین کشید . باد سرد شلاقی به صورتش میخورد. شیوا سریع گفت :-ملیکاااا.. شیشه رو بده بالا مامان مریض میشی خدای نکرده هوا خیلی سرده.یک هفته از سفر ارومیه گذشته بود. سفر بی نظیر و خاطره ا
fgfg - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 14:22
آن روز خوشحال تر از همیشه به خانه برگشت.. تمام قضایا را کامل برای شیوا تعریف کرده بود و حس میکرد حال نه ذهنش درگیر چیزی است و نه بابت چیزی عذاب وجدان دارد. از روزهای بعد هردو به محض دیدن هم در جلوی مد
آوا 7 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:53
با ناراحتی نگاهش کردم. دلم برای اون بنده خداهم میسوخت. هیچکس رو نمیتونستم مقصر بدونم. چون بالاخره هرکس یه زخمی دیده بود. یکی ساده و یکی زیادتر. پسره که فهمیده بودیم اسمش محمدعلی هست از درد روی تخت در
اوا 7 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:53
سارا سریع موافقت خودشو اعلام کرد.. -آره .. آره حتما برو. -زشت نیست به نظرت؟-وا.ِ. نه بابا چه زشتی؟؟ همکارته دیگه یهو وسط حیاط بیمارستان دیدیش میخوای بری یه حال و احوال ساده کنی و برگردی.. چیز عجیبی به
آوا 8 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:53
به غیر از تصویر ترانه حرفهاش هم به راحتی میتونست حال خوبم رو تحت تاثیر خودش قرار بده و در کوتاه ترین زمان و با کمترین تلاش حال روحیم رو به بدترین حال ممکن برسونه. هنوز هم معتقد بودم که آدم بیش از حد
jj - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 14:02
ابرویی بالا دادم و گفتم :-خوبه پس الان یه آدم پررو دیدی.سری تکون داد و گفت :--با تو بخوام بحث کنم تا فردا صبح باید بایستم اینجا.. خستم بریم خونه دیگه..رفت جلو.. من هنوز سر جام ایستاده بودم که برگشت سمتم و گفت :--پس تو نمیای ؟سری تکون دادم و گفتم :-نه ممنون..خودم میرم..--بچه بازیو بذار کنار مهرنوش.. ...
hhhh - تاریخ: 1396/11/23 ساعت: 14:02
نیشخندی زدم ..آرمان چپ چپ و با حرص نگام میکرد..منم طلبکارانه بهش زل زدم و گفتم :-چیه. بیا منو بخور اصلا..یک باره پره های بینیم جمع شدن..-چه بوی بدی میاد..پـــوفی کرد و گفت :--بازم میگم مهرنوش هرکس جای من بود اصلا قادر به تحمل کردنت نبود..نگاهش کردم و گفتم :-کسی مجبورت کرده منو تحمل کنی ؟--کسی نمیتون...
قهوه تلخ - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:44
چند عکس از سریال قهوه تلخ : زیبا هستند برای دیدن عکس ها ادامه مطلبو بزنید :
قلب یخی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:43
عکس هایی از "" قلب یخی "" :
بهاره افشاری - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:43
بهاره افشاری بیو گرافی : ادامه مطلبو بزن "
شبنم قلی خانی - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:43
شبنم قلی خانی : برای دیدن ادامه مطلب رو بزنید :
الناز شاکر دوست - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 16:43
عکس هایی از الناز شاکر دوست : ادامه مظلبو بزن دوست عزیز :

برچسب‌های مرتبط

قهوه تلخ | قهوه تلخ پشت صحنه | قهوه تلخ قسمت 7 | قهوه تلخ 1 | قهوه تلخ 37 | قهوه تلخ قسمت آخر | قهوه تلخ قسمت 1 | قهوه تلخ قسمت 103 | قهوه تلخ دانلود | قهوه تلخ 75